قراره مسابقه بانوان تو آخر همين ماه برگزار بشه حتما خودتون رو آماده كنيد.خيلي سخت بود
فكرم مشغول شده بود از شانسم وزن كم كرده بودم خيلي نگران بودم .
خلاصه روز مسابقه رسيد صبح ساعت هشت اونجا بودم يكم گرم كرديم وديگه نشستيم تا مبارزه هاي بچه ها رو نگاه كنيم داشتم ميلرزيدم از استرس خيلي شرايط بدي بود و در آخر منو صدا كردن با يه نفري كه چهار كيلو بيشتر از من بود.
نميدونستم چيكار كنم اخه ماشاالله هيكلشم بزرگ بود ولي باهر سختي بود مبارز رو داديم و بالاخره هم موفق شدم تا مقام سوم و مدال"برنز"بگيرم...
ولي تا ساعت چهار عصر اونجا و از اونجايي كه روز بعدش تست داشتيم مجبور شدم تا نصف شب بيدار بمونم ولي بيدار موندن لذت داشت چون به خواستم رسيده بودم و اين يعني خواستن توانستن است...

برچسب:
نویسنده: آروین اسماعیلی